که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشتهايم و آنچه از آنها آموختهايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفتهايم.
من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
من باور دارم ...
که زمينهها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بودهاند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.
من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آنها را نمىشناسيم تغيير يابد.
من باور دارم ...
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مىکند.»
يك سخنران مشهور سمينارش را با در دست گرفتن بيست دلار شروع كرد. او پرسيد چه كسي اين بيست دلار را ميخواهد؟
دستها بالا رفت. او گفت من اين بيست دلار را به يكي از شما ميدهم اما اول اجازه دهيد كاري انجام دهم.
او اسكناس ها را مچاله كرد و پرسيد چه كسي هنوز اينها را ميخواهد؟
باز هم دست ها بالا بودند. او جواب داد خب. اگر اين كا را كنم چه؟
او پولها را روي زمين انداخت و با كفشهايش آنها را لگد كرد بعد آنها را برداشت و گفت: مچاله و كثيف هستند حالا چه كسي آنها را مي خواهد؟
باز هم دست ها بالا بودند.
سپس گفت: هيچ اهميتي ندارد كه من با پولها چه كردم شما هنوز هم آنها را ميخواستيد چون ارزشش كم نشد و هنوز هم بيست دلار ميارزيد.
اوقات
زيادي ما در زندگي رها ميشويم، مچاله ميشويم و با تصميمهايي كه
ميگيريم و حوادثي كه به سراغ ما ميآيند آلوده ميشويم و ما فكر ميكنيم
كه بيارزش شدهايم اما هيچ اهميتي ندارد كه چه چيزي اتفاق افتاده يا چه
چيز ی اتفاق افتاد. شما هرگز ارزش خود را از دست نميدهيد. كثيف يا تميز،
مچاله يا چيندار شما هنوز براي كساني كه شما را دوست دارند بسيار ارزشمند
هستيد. ارزش ما در كاري كه انجام ميدهيم يا كسي كه مي شناسيم نیست ارزش ما
در اين جمله است كه: ما که هستیم؟؟؟
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
بخند خدا با توست
بگویم باشد یا برود...!؟
پشت دلم ایستاده است،پاسخی می خواهد.من اما همچنان سر در گم... می دانم اگر داخل شد ماندگار است تا که از خود بی خودم کند. گفته بودم که دنبال از عشق بی خود شدنم اما که نمی دانم پشت این دل شیطان است یا همان عشق،...بگویم باشد یا برود...!؟
م.احمدی
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز که پریدن نتوان با پر وبال دگران
*اقبال*
قرآن در نظر دانشمندان و بزرگان جهان
1.گوته، شاعر و نویسنده معروف آلمانی میگوید: سالیان دراز کشیشان از خدا بی خبر، ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند; اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهادیم و پرده تعصب را دریدیم، عظمت احکام مقدس قرآن، بهت و حیرت عجیبی در ما ایجاد نمود . به زودی این کتاب توصیف ناپذیر، محور افکار مردم جهان میگردد!
2 . آلبرت انیشتاین که نیازی به
معرفی ندارد، میگوید: قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست; مجموعهای از قوانین است که بشر را به
راه صحیح، راهی که بزرگترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و
تعیین آن عاجزند، هدایت میکند
3 . ویل دورانت، دانشمند امریکایی
شرق شناس، میگوید: در قرآن، قانون و اخلاق یکی است . رفتار دینی در قرآن، شامل
رفتار دنیوی هم میشود و همه امور آن از جانب خداوند و به طریق وحی آمده است . قرآن در جانهای ساده
عقایدی آسان و دور از ابهام پدید می آورد که از رسوم و تشریفات ناروا آزاد است .
4 . پروفسور آرتور آربری که یکی
از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگلیسی است، میگوید: زمانی که به پایان ترجمه قرآن نزدیک میشدم، سخت در
پریشانی به سر میبردم; اما قرآن آنچنان آرامش خاطری به من می بخشید که برای
همیشه به خاطر خواهم داشت . من در حالی که مسلمان نیستم، قرآن را خواندم تا آن را درک
کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگهای نافذ و مرتعش کننده اش شوم و تحت
تاثیر آهنگش قرار گیرم و به کیفیتی که مسلمانان واقعی و نخستین داشتند، نزدیک گردم تا
آن را بفهمم .
5 . لئوتولستوی، نویسنده معروف روسی
میگوید: هر کس که بخواهد سادگی و بی پیرایگی اسلام را دریابد، باید قرآن مجید را
مورد مطالعه قرار دهد . در قرآن قوانین و تعلیمات حقیقی و احکام آسان و ساده برای
عموم بیان شده است . آیات قرآن به خوبی بر مقام عالی اسلام و پاکی روح آورندهاش
گواهی میدهد .
6 . دکتر هانری کربن، اسلام
شناس معروف فرانسوی، سخن جالبی درباره قرآن دارد . وی میگوید: اگر قرآن خرافی
بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرات نمیکرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت
کند . هیچ اندیشه ای به اندازه قرآن محمد (ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است
تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است .
7 . ارنست رنان، فیلسوف معروف
فرانسوی میگوید: در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسی ، اجتماعی، ادبی و ... وجود
دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخواندهام; اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من
است و هر وقتخسته میشوم و میخواهم درهایی از معانی و کمال به رویم باز شود، آن
را مطالعه میکنم . این کتاب، قرآن - کتاب آسمانی مسلمانان - است .
8 . ناپلئون بناپارت،
امپراطور فرانسه میگوید: امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان
جهان را با یکدیگر متحد کنم تا نظامی یکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجید که
اصالت و حقیقت دارد و میتواند مردم را به سعادت برساند، ترسیم کنم . قرآن به تنهایی
عهده دار سعادت بشر است .
9 . مهاتما گاندی، رهبر فقید
هند هم اعتقاد داشت: از راه آموختن علم قرآنی، هر کس به اسرار وحی و
حکمتهای دین، بدون داشتن هیچ خصوصیت ساختگی دیگری پی میبرد . در قرآن هیچ اجباری برای تغییر دین و مذهب انسانها
دیده نمیشود . قرآن به راحتی میگوید: هیچ زور و اکراهی در دین وجود ندارد .
10 . ژان ژاک روسو، متفکر و روان
شناس مشهور فرانسوی، برداشت منحصر به فردی از قرآن دارد; او میگوید:
بعضی از مردم بعد از آن که مقدار کمی عربی یاد گرفتند، قرآن را خوانده، اما درست درک
نمیکنند . اگر میشنیدند که محمد (ص) با آن کلام فصیح و آهنگ رسای عربی آن را
میخواند، هر آینه به سجده می افتادند و ندا میکردند: ای محمد عظیم! دست ما را
بگیر و به محل شرف و افتخار برسان . ما به خاطر یاری تو حاضریم که جان خویش را
فدا سازیم! !