تبليغاتX
nabandishan
من باور دارم ...

که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.

من باور دارم ...

که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.

من باور دارم ...

که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم ...

که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.

من باور دارم ...

که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.

من باور دارم ...

«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»

+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 15:47 توسط محمد علی احمدی اکرادی |

يك سخنران مشهور سمينارش را با در دست گرفتن بيست دلار شروع كرد. او  پرسيد چه كسي اين بيست دلار را مي‌خواهد؟

دست‌ها بالا رفت. او گفت من اين بيست دلار را به يكي از شما مي‌دهم اما اول اجازه دهيد كاري انجام دهم.

او اسكناس ها را مچاله كرد و پرسيد چه كسي هنوز اينها را مي‌خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند. او جواب داد خب. اگر اين كا را كنم چه؟

او پول‌ها را روي زمين انداخت و با كفش‌هايش آنها را لگد كرد بعد آنها را برداشت و گفت: مچاله و كثيف هستند حالا چه كسي آنها را مي خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.

سپس گفت: هيچ اهميتي ندارد كه من با پول‌ها چه كردم شما هنوز هم آنها را مي‌خواستيد چون ارزشش كم نشد و هنوز هم بيست دلار مي‌ارزيد.

اوقات زيادي ما در زندگي رها مي‌شويم، مچاله مي‌شويم و با تصميم‌هايي كه مي‌گيريم و حوادثي كه به سراغ ما مي‌آيند آلوده مي‌شويم و ما فكر مي‌كنيم كه بي‌ارزش شده‌ايم اما هيچ اهميتي ندارد كه چه چيزي اتفاق افتاده يا چه چيز ی اتفاق افتاد. شما هرگز ارزش خود را از دست نمي‌دهيد. كثيف يا تميز، مچاله يا چين‌دار شما هنوز براي كساني كه شما را دوست دارند بسيار ارزشمند هستيد. ارزش ما در كاري كه انجام مي‌دهيم يا كسي كه مي شناسيم نیست ارزش ما در اين جمله است كه: ما که هستیم؟؟؟

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
بخند خدا با توست

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 14:37 توسط محمد علی احمدی اکرادی |

           

                                 بگویم باشد یا برود...!؟      

پشت دلم ایستاده است،پاسخی می خواهد.من اما همچنان سر در گم...                                           می دانم اگر داخل شد ماندگار است تا که از خود بی خودم کند.                                                   گفته بودم که دنبال از عشق بی خود شدنم اما که نمی دانم پشت این دل شیطان است یا همان عشق،...بگویم باشد یا برود...!؟

م.احمدی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 15:45 توسط محمد علی احمدی اکرادی |

                                                


             در جهان بال و پر خویش گشودن آموز      که پریدن نتوان با پر وبال دگران

            *اقبال*

                               قرآن در نظر دانشمندان و بزرگان جهان

1.گوته، شاعر و نویسنده معروف آلمانی می‏گوید: سالیان دراز کشیشان از خدا بی خبر، ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند; اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهادیم و پرده تعصب را دریدیم، عظمت احکام مقدس قرآن، بهت و حیرت عجیبی در ما ایجاد نمود . به زودی این کتاب توصیف‏ ناپذیر، محور افکار مردم جهان می‏گردد!

2 . آلبرت انیشتاین که نیازی به معرفی ندارد، می‏گوید: قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست; مجموعه‏ای از قوانین است که بشر را به راه صحیح، راهی که بزرگ‏ترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت می‏کند
3 . ویل دورانت، دانشمند
امریکایی شرق ‏شناس، می‏گوید: در قرآن، قانون و اخلاق یکی است . رفتار دینی در قرآن، شامل رفتار دنیوی هم می‏شود و همه امور آن از جانب خداوند و به طریق وحی آمده است . قرآن در جان‏های ساده عقایدی آسان و دور از ابهام پدید می‏ آورد که از رسوم و تشریفات ناروا آزاد است .
4 . پروفسور آرتور آربری که یکی از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگلیسی است، می‏گوید
: زمانی که به پایان ترجمه قرآن نزدیک می‏شدم، سخت در پریشانی به سر می‏بردم; اما قرآن آنچنان آرامش خاطری به من می‏ بخشید که برای همیشه به خاطر خواهم داشت . من در حالی که مسلمان نیستم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ‏های نافذ و مرتعش کننده ‏اش شوم و تحت تاثیر آهنگش قرار گیرم و به کیفیتی که مسلمانان واقعی و نخستین داشتند، نزدیک گردم تا آن را بفهمم .
5 . لئوتولستوی، نویسنده معروف
روسی می‏گوید: هر کس که بخواهد سادگی و بی پیرایگی اسلام را دریابد، باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد . در قرآن قوانین و تعلیمات حقیقی و احکام آسان و ساده برای عموم بیان شده است . آیات قرآن به خوبی بر مقام عالی اسلام و پاکی روح آورنده‏اش گواهی می‏دهد .
6 . دکتر هانری کربن، اسلام شناس معروف فرانسوی، سخن جالبی درباره قرآن دارد . وی
می‏گوید: اگر قرآن خرافی بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرات نمی‏کرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند . هیچ اندیشه ‏ای به اندازه قرآن محمد (ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است .
7 . ارنست رنان، فیلسوف معروف فرانسوی می‏گوید: در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسی ،
اجتماعی، ادبی و ... وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخوانده‏ام; اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت‏خسته می‏شوم و می‏خواهم درهایی از معانی و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه می‏کنم . این کتاب، قرآن - کتاب آسمانی مسلمانان - است .
8 . ناپلئون
بناپارت، امپراطور فرانسه می‏گوید: امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان جهان را با یکدیگر متحد کنم تا نظامی یکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و می‏تواند مردم را به سعادت برساند، ترسیم کنم . قرآن به تنهایی عهده دار سعادت بشر است .
9 . مهاتما گاندی، رهبر فقید هند هم اعتقاد داشت: از راه آموختن علم قرآنی،
هر کس به اسرار وحی و حکمت‏های دین، بدون داشتن هیچ خصوصیت ‏ساختگی دیگری پی می‏برد . در قرآن هیچ اجباری برای تغییر دین و مذهب انسان‏ها دیده نمی‏شود . قرآن به راحتی می‏گوید: هیچ زور و اکراهی در دین وجود ندارد .
10 . ژان ژاک روسو، متفکر و روان شناس مشهور فرانسوی،
برداشت منحصر به فردی از قرآن دارد; او می‏گوید: بعضی از مردم بعد از آن که مقدار کمی عربی یاد گرفتند، قرآن را خوانده، اما درست درک نمی‏کنند . اگر می‏شنیدند که محمد (ص) با آن کلام فصیح و آهنگ رسای عربی آن را می‏خواند، هر آینه به سجده می ‏افتادند و ندا می‏کردند: ای محمد عظیم! دست ما را بگیر و به محل شرف و افتخار برسان . ما به خاطر یاری تو حاضریم که جان خویش را فدا سازیم! !

+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 16:24 توسط محمد علی احمدی اکرادی |